محمد مهدى ملايرى

255

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

هم بايد در پايان افزود كه كلمهء مشروطه به اين معنى كه در فارسى معروف است در زبان عربى مستعمل نيست . روزنامه - تقويم دفتر يا كتابى كه براى شناختن تاريخ و تعيين ساعات روز و شب و ماه و سال و اوقات طلوع و غروب خورشيد و گردش ماه و سال و احكام مربوط به اين امور تدوين مىشود در عربى به نام فارسى « روزنامه » مىخوانند . اين كلمه هم كه از دو جزء ، يكى « روز » در مقابل شب ، و ديگر « نامه » به معنى كتاب تركيب شده است ، از زمان بسيار قديم در عربى راه يافته ليكن در معنى ديگرى غير از آنچه امروز دارد به كار مىرفته است . روزنامه از اصطلاحات ديوانى فارسى بوده كه مانند بسيارى از اصطلاحات فارسى در قرنهاى اول اسلامى از راه ديوانهاى دولت ساسانى كه پس از آن دولت هم همچنان ادامه يافت در زبان عربى وارد گرديده است . خوارزمى در كتاب مفاتيح العلوم در جايىكه نام و نوع دفترها را كه در ديوان مورد عمل بوده ذكر كرده است « 1 » اين كلمة را هم كه به نام الروزنامج نوشته آورده و گويد كه آن دفترى است كه در آن تمام كارهاى روزانه را اعم از استخراج و نفقه و جز اينها ثبت مىكرده‌اند « 2 » و ظاهرا اين كلمه در همين معنى يا معنى نزديك به آن در همهء دوره‌هاى اسلامى در ديوانها به كار مىرفته . در تاريخ قم به صورت « روزنامجه » درآمده ، ولى در معنى آن تغييرى روى نداده ، يعنى دفترى است از دفترهاى ديوان خراج . « 3 » روزنامجه غير از ديوان خراج در ديوانهاى ديگر و همچنين در غير ديوان هم براى دفتر يادداشت و ثبت وقايع به كار مىرفته . در الجماهر از قول

--> ( 1 ) . « فى اسماء الذكور و الدفاتر و الاعمال » . ( 2 ) . « الروزنامج تفسيره كتاب اليوم ، لانه يكتب فيه ما يجرى كل يوم من استخراج او نفقة او غير ذلك » - مفاتيح العلوم ، ص 54 . ( 3 ) . « و يجب فيه من الكسور الى ما يرفع به كاتب الروزنامجات الى الديوان من مال الاستخراج و يدفع به البراءة الى المؤديّن له » - تاريخ قم ، ص 15 .